السيد محمد حسين الطهراني
255
الله شناسى (فارسى)
شويم ، رجوع به عقل و مسائل عقليّه را باطل شماريم ، امتناع اجتماع نقيضين و ضدَّين را منكر شويم ، وجود را منكر شويم ؛ ديگر در دستمان هيچ چيز باقى نخواهد ماند . نه علمى و نه مكتبى و نه دراستى ! هيچ و هيچ و هيچ ! در آن صورت جميع علوممان رخت به سوى بطلان بر مىبندد . زيرا اساس همهء علوم ، عقل و استخدام قواى عاقله به عنوان آلت براى بهرهبردارى از آنها مىباشد . ما اگر در عالم وجود ، وجود و اختيار و عقل را انكار كنيم ، انكار بديهيّات و ضروريّات اوّليّه را نمودهايم ، و تمام علوم اعمّ از تجربى و علمى و طبيعى و فلسفى و حتّى علوم تفسير و حديث و تاريخ و هيئت و نجوم و . . . كه بر روى پايهء بديهيّات و يقينيّات و اوّليّات و حدسيّات و مشاهدات استوارند همگى باطل مىشوند . بنابراين ديگر هيچ سنگى بر روى سنگى نمىماند ، و هيچ علمى در جهان دانش تأسيس نمىگردد . هيچ گفتارى از كسى پذيرفته نمىشود ، هيچ تعليم و تعلّمى صورت نمىبندد . لازمهء نفى اختيار از خودمان و از مبدأ متعال ، هم جبر در موجودات و ممكنات و هم جبر در مبدأ واجب مىگردد . لهذا اين هم باطل است . اشاعره و جميع جبريّون در عالم خدا را نشناختهاند . در خانهء خودشان در تاريكى نشسته و خواستهاند براى خودشان و براى خداوندشان دو تا شناسنامه بنويسند ؛ شناسنامهء كوران . خودشان كورند و خدا را هم مثل خود دست بسته و كور و محبوس و بيچاره پنداشتهاند و چنين شناسنامهاى براى وى نوشتهاند . اين شناسنامه در دائرهء سجلّات و ثبت احوال مردود است . سِجلّ احوال و شناسنامهء خداوند ، سورهء توحيد است شناسنامهء حقّ تعالى سورهء قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ است . آرى ، خداوند سِجلّ احوال خود را به زبان پيغمبرش در قرآن كريم بدين صورت شرح داده است :